گنبدکاووس، در مقایسه با شهر های برخوردار و متمول، شبیه آدم های بخت برگشته ای است که تمام درها را به سوی آنها بسته اند و آنها چاره ای ندارند جز آنکه زانوی غم بغل کرده و بر درد نداری ها و تنهایی های خود بگریند . یکی از مصادیق بخت برگشتگی های گنبدکاووس، همین پدیده فقر اسپانسر و یا اسپانسرهای فقیر برای شهرستان در ورزش های پرهزینه قهرمانی است که یا تیم های مطرح باشگاهی ما را از گردونه رقابت ها خارج کرده و یا در حال بیرون انداختن مستعدترین باشگاههای ما از مسابقات کشوری و ... است!

حضور بیش از صد ها بازیکن تاثیرگذار و بین المللی سایر استانهای همجوار که فقط در لیگ های معتبر فوتبال قهرمانی کشور در نرخ های میلیاردی آقایی می کنند، در حالیکه ما در طی چند دوره اخیر، حتی یک تیم لیگ دسته دویی، نه تنها فوتبال بلکه در و فوتسال و سایر رشته ها هم نداشته ایم جز والیبال. با زبان بی زبانی، همان مشتی نمونه خروار از مصیبتی گران است که متاسفانه بر گنبدکاووس می گذرد و این در حالی است که استان هایی چون مازندران، آذربایجان، خراسان و اصفهان و ... همچنان از توبره دولت بهره ها می برند!

غیر از تیم والیبال لیگ برتری جواهری و تیم دسته یکی فولاد عظیمی که باشگاههای خود را اداره می کنند، پرچم ورزش قهرمانی شهرستان در شرایط نیمه افراشتگی است و اگر بخواهیم زخم های کهنه فقر اسپانسر و اسپانسرهای فقیر را در ورزش قهرمانی گنبدکاووس باز کنیم، در طی سه چهار دهه اخیر، چیزی در مایه های یک افتضاح بزرگ است و در این رابطه کافی است به تیم هایی اشاره کنیم که یا نیامده رفتند، یا به لیگ های پایین تر سقوط کرده اند، یا با گدایی تحقیرآمیز باقی مانده اند، اما در جا زده و بالا نرفته اند و یا در کابوس سقوط، وحشت زده اند!

یکی از این تیم ها که چندی پیش در وحشت سقوط از لیگ برتر، کابوس را تجربه می کرد، تیم لیگ برتری والیبال بازرگانی جواهری گنبد است که امروز کارش به جایی کشیده شد که متاسفانه با چاشنی بداقبالی ها، در حسرت یک پیروزی می سوزد و نمی توان به ادامه حیات آن در لیگ برتر والیبال خیلی امیدوار بود!

این حادثه تلخ برای تیم فولاد عظیمی نماینده استان در مسابقات لیگ دسته یک والیبال نیز رخ داد و تیم فولادعظیمی گنبد علیرغم اینکه از مربی جوانی چون عظیم جزیده نیر بهره می برد و یک قدم تا حضور این تیم در لیگ برتر مانده بود اما به دلیل مشکلات مالی و ... از صعود به لیگ برتر باز ماند.

وقتی به ریشه یابی این معضل بزرگ و درد مزمن می پردازیم، دقیقاً متوجه می شویم که علت العلل این ناکامی ها، فقر اسپانسر و یا اسپانسرهای فقیری است که نمی توانند نیازهای ورزش قهرمانی را در گنبدکاووس تأمین کنند و علیرغم ادعاها و امیدواری های اولیه، در مدت کوتاهی کم آورده و دبّه می کنند و نمی توانند هزینه های سنگین تیم ها را بپردازند و موجب حاشیه سازی های متعدد، نهایتاً با گرفتن نتایج ضیف آنها و یا حتی سقوط به لیگ های پایین تر و یا حتی انحلال آنها می شوند!

زبان حال این روزهای ورزش گنبد این شعر حافظ شیرازی است که فرمود:

امروز که در دست توام مرحمتی کن   ***   فردا که شوم خاک، چه سود اشک ندامت؟!

منبع: turkmen-sport.ir